در تصمیم گیری استاد شوید

تصمیم گیری همواره با تردید همراه است، شاید در زندگی شما هم اتفاق افتاده باشد که گرفتن یک تصمیم را به دلیل یک تردید به تعویق انداخته ایم.

خیلی وقت ها هم تصمیم گیری را بدون دلیل به تعویق می اندازیم.

مثلا دندانمان خراب است و می دانیم که دیر یا زود باید به سراغ دندان پزشک برویم اما این کار را آنقدر به تعویق می اندازیم که درد به سراغمان می آید.

من سید بهمن خلیل نژاد در این مقاله در کنار شما هستم تا راهکارهای غلبه بر تردید در تصمیم گیری را بررسی کنیم :

چه راهکارهایی وجود دارد که تردید را پشت سر بگذاریم و تصمیماتی بگیریم که سریعتر ما را در موقعیت اقدام قرار دهد؟

این مقاله به شما کمک می کند ، در تصمیم گیری چابک تر شوید و زمان زیادی را در تردید سپری نکنید.

 

هر چه نسبت به انجام کاری بیشتر تردید به خرج دهید،

انجام آن کار برایتان سخت تر می‌شود.

 

با من همراه باشید تا 6 تکنیک کاربردی و عالی در مورد تصمیم گیری را در این مقاله تقدیم حضورتان کنم. امیدوارم این مطالب مفید باشد و مورد استفاده شما قرار گیرد.

همه ما انسان ها در طول روز تصمیمات بسیار مهمی می گیریم، در بعضی از تحقیقات عنوان شده که انسان در طول یک شبانه روز حدود 70 هزار تصمیم می گیرد. بخش زیادی از تصمیماتی که در طول روز می گیریم، تصمیماتی است که به آن تسلط نداریم و به صورت ناخودآگاه اتفاق می افتد، مانند: نفس کشیدن، رفع تشنگی با آب خوردن، رفع گرسنگی با غذا خوردن. این ها تصمیماتی است که خیلی وقت و انرژی به خود اختصاص نمی دهند.

 

تصمیم‌های دسته اول:

به قول دنیل کنمن این تصمیمات، تصمیمات سطح یک هستند. تصمیماتی که به صورت ناخودآگاه اتفاق می افتند. این تصمیمات تبدیل به عادت شده اند.

تصمیماتی که بعد از مدتی تبدیل به عادت می شوند ، مانند :

رانندگی کردن ، آشپزی کردن ، خیاطی کردن ، شنا کردن ، فروختن ، سخنرانی کردن و …


تصمیم‌های  دسته دوم:

بعضی تصمیم ها هستند که زمان و انرژی زیادی را از ما می گیرند و شاید مدت ها طول بکشد که ما یک اقدام جدی در راستای آن تصمیم یا انتخاب انجام دهیم.تصمیماتی که ما را دچار تردید می کنند ، تصمیمات دسته دوم هستند.

امروز می خواهم در این مورد صحبت که ما چگونه می توانیم تصمیماتمان را سریعتر بگیریم؟

 هر چه سریعتر تصمیم بگیریم، در واقع به یک انسان چابک تبدیل شده ایم و انسان چابک مطمئنا می تواند یک بیزینس چابک داشته باشد و خیلی سریع تصمیماتش را بگیرد و خیلی در تردید نماند و از هدر رفتن انرژی و زمانش در تردید، جلوگیری کند.

برای اینکه در تصمیم گیری چابک حرفه ای شوید ، این تکنیک ها را استفاده کنید:

 

تکنیک اول

هر زمان تردید به سراغ شما آمد یک سوال خیلی مهم از خود بپرسید:

 

آیا انجام این کار به من در رسیدن به اهدافم کمک می کند یا خیر؟

آیا با چشم اندازم همسو است یا خیر؟

 

تیم قایقرانی بریتانیا سال ها بود که در مسابقات المپیک مقام نمی آورد ، مربی این تیم در سال 2000 که المپیک سیدنی برگزار می شد به اعضای تیم یک سوال بزرگ را آموزش داد:

آیا کاری که انجام می دهید به قهرمان شدن تیم کمک می کند؟

زمانیکه این سوال به یک سوال روزمره در تیم  تبدیل شده بود ، بسیاری از حاشیه ها و اختلاف نظرها در تیم کنار گذاشته شد و همه تیم بر روی یک تصمیم که همان قهرمانی تیم بود متمرکز شده بودند ، این تیم در آن سال قهرمان المپیک شد.

اگر بدانی به کجا می خواهی بروی  در انتخاب بین دوراهی ها

خیلی راحت می توانی انتخاب کنی.

برای من که همیشه عاشق آموزش دادن و داشتن کسب و کار شخصی بودم ، رد کردن پیشنهادهای مدیریتی سطح بالا حتی زمانیکه زندگی سختی داشتم ، کار خیلی پیچیده ای نبود ، همین که پیشنهاد های کاری با اهداف من سازگار نبود برای تصمیم گیری درست، کافی بود.

 

اگر بخواهی  یک کارآفرین برجسته باشی ، خیلی راحت در برابر درخواست ها و پیشنهادهای کاری که می خواهد تو را به عنوان عضوی از یک مجموعه استخدام کند، ممانعت می کنی و به راحتی جواب “نه” می دهی .

 

یا اینکه ممکن است برخی اقدامات در طول زندگی و کسب و کارمان پیش بیاید که در راستای اهداف اصلی ما نباشد یا جزو اهداف اصلی کسب و کارمان نباشد، در این مواقع خیلی راحت می توانیم آن انتخاب ها را رد کنیم ؛ پیشرفت شما از زمانی شروع می شود که به بسیاری از انتخاب های خود “نه ” بگویید.

 آیا موقعیتی که 10 انتخاب دارید با موقعیتی که 3 انتخاب دارید ، دشواری یکسانی دارند ؟

اگر از تصمیم گیری فرار نکنیم ، قطعا انتخاب یک گزینه از 3 گزینه بسیار راحت تر از انتخاب یک گزینه از 10 گزینه است.

بنابراین این که ما بدانیم به کجا می خواهیم برویم، در این که بتوانیم تصمیمات سریعی بگیریم تاثیر بسزایی دارد.


تکنیک دوم

برای گرفتن تصمیم زمان تعیین کنید.

 

باید خودمان را مقید کنیم که در یک زمان مشخص، در خصوص یک موضوع تصمیم گرفته شود.ضرب الاجل باعث می شود در هر حال تصمیم را بگیرم ، شاید بهترین تصمیم را نگرفته باشیم اما مهم نیست ، مهم این است که با این کار عمل گرایی در ما تقویت می شود.

نکته مهم این است که دچار کمال طلبی نشویم، ایده آل گرایی را کنار بگذاریم و بدانیم تصمیماتی که می گیریم، بی نقص و بی عیب و بدون مشکل نخواهند بود .

وقتی ما تصمیمی می گیریم و آن را عملی می کنیم، ممکن است بعد از آن بازخوردهایی بگیریم و به نتایجی برسیم که با بررسی آن بفهمیم که  تصمیممان باید بهتر شود. اما اگر هیچ گاه این تصمیم را نگیریم، مسلما در موقعیت بعدی قرار نمی گیریم که بتوانیم آن تصمیم خود را ارزیابی کنیم.

ضرب الاجلی که تعیین می کنیم باید یک زمان منطقی باشد ، اینطور نباشد که مثلا برای استخدام یک کارمند جدید 6 ماه زمان تعیین کنم.

من افراد زیادی را دیده ام که سالیان سال است که قصد دارند کسب و کار شخصی خود را راه اندازی کنند و یا افرادی که سالیان سال است می خواهند وزن کم کنند و یا مهاجرت کنند و یا کتاب بنویسند.

این افراد زمانی که می خواهند در زندگی و کسب و کارشان یک تصمیم جدی بگیرند، دچار تردید می شوند.  

 

یکی از تکنیک هایی که به ما کمک می کند تا  از تردید فاصله گرفته و تصمیممان را سریعتر بگیریم و وارد فاز عملیاتی شویم، این است که ما برای تصمیماتمان زمان تعیین کنیم.


تکنیک شماره سه

وقتی هیجان زده هستید ، تصمیم نگیرید.

 

هنگامی که از یک موضوع ناراحت، عصبانی و یا حتی بیش از حد خوشحال هستید، تصمیم نگیرید و یا تصمیمات مهم نگیرید. زمانیکه هیجان زده هستید ، مغز شما به درستی کار نمی کند ، اگر به دنبال تصمیمات خردمندانه ای هستید که پشیمانی کمتری به دنبال داشته باشد ، در آرامش تصمیم بگیرید.

افراد زیادی هستند که در اوج نئشگی تصمیم به ترک اعتیاد می گیرند ، آیا این افراد به نظر شما موفق می شوند؟


تکنیک شماره چهار

تصمیماتتان را در محدوده ای که در اختیارتان هست، بگیرید.

 

زمانی که می دانید کاری از دستتان برنمی آید تصمیمی نگیرید؛ به عنوان مثال در سازمانی هستید و می دانید که آن تصمیم در حوزه اختیارات شما نیست.

 وقتی شما تصمیمی را می گیرید که در حوزه اختیارات شما نیست، چه اتفاقی می افتد؟ شما وقت، انرژی و تمرکزتان را در کاری هدر داده اید و هیچ نتیجه ای نداشته است.

بنابراین ما در محدوده کنترل خود می توانیم تصمیم گیری کنیم. ما برای دیگران ، جامعه و کشور نمی توانیم تصمیم بگیریم بلکه در محدوده زندگی شخصی و کسب و کار خود می توانیم تصمیم گیری کنیم؛ ما نمی توانیم برای دیگران نسخه تجویز کنیم.

بنابراین تصمیماتتان را در محدوده کنترل خود محدود کنید، جایی که شما می توانید نقش ایفا کنید و تأثیرگذار باشید. با این روش شاید بعدها این توانایی را بدست بیاورید که دیگران را با خود همراه کنید و بر تصمیماتشان تاثیر بگذارید.


تکنیک پنجم

 سعی کنید الگوی تصمیم گیری خود را پیدا کنید.

 

بیشتر تصمیمات ما در طول زندگی تکرار می شوند ، تصمیمات تکراری که چون نتیجه این تصمیمات بلافاصله در زندگی پدیدار نمی شوند ، نتایج شان برایمان کمی گنگ است.

اکثر انسان ها یک اشتباه را چندین بار مرتکب می شوند ، اما انسان های موفق یک اشتباه را دوبار مرتکب نمی شوند.

 

اگر دقت کنید و 5 سال گذشته زندگیتان را بررسی کنید، خواهید دید که تصمیمات تکراری بسیاری داشته ایم که نتیجه اش آن چیزی شده که ما امروز هستیم، نتیجه اش وضعیت کسب و کارمان در زمان حال است.

بنابراین اگر می خواهیم در 5 سال آینده در جایی دیگر باشیم و زندگی و کسب و کارمان شکل دیگری داشته باشد، باید از تصمیمات امروزمان شروع کنیم. باید الگوها را بشناسیم و دوباره مطابق با الگوهایی که اکثر اوقات اشتباه بوده است، رفتار نکنیم.


تکنیک شماره شش

اگر تصمیم شما اشتباه بود ، چقدر هزینه دارد؟

 

جف بیزوس مدیر عامل شرکت آمازون، تقسیم بندی بسیار جالبی در خصوص تصمیم گیری دارد.

 

او می گوید: تصمیمات ما دو نوع هستند،

 

نوع اول؛

تصمیماتی که اگر اشتباه هم گرفته باشید ، هزینه ی زیادی به شما تحمیل نمی کنند.

مثال شما به رستورانی رفته اید و منوی این رستوران شامل غذاهایی است که برایتان جالب است اما چون امتحان نکرده اید، در انتخاب غذا تردید دارید. در این موقعیت اگر غذا و طعم جدیدی را سفارش دهید، حتی اگر آن غذا مطابق میل شما نباشد اتفاق خاصی نمی افتد. بدترین اتفاقی که ممکن است رخ دهد این است که شما یک وعده را گرسنه خواهید ماند.

 

نوع دوم؛

اما بعضی تصمیمات هستند که ما بعد از گرفتن آن ،دیگر راه برگشتی نداریم و نمی توانیم به عقب برگردیم یا اگر بخواهیم به عقب برگردیم، هزینه های سنگینی را متحمل می شویم.

مثال شما با فردی که شناخت زیادی از او ندارید ، ازدواج می کنید. این تصمیم با تصمیم نوع اول قابل مقایسه نیست ، اما بعضی افراد هستند که برایشان فرق چندانی ندارد ، اهمیت تصمیمات نوع اول و نوع دوم در نظر آنها یکی است.

باید نوع تصمیماتمان را بشناسیم؛ تصمیمات نوع اول تصمیماتی هستند که به راحتی گرفته می شوند و اتفاق خاصی نمی افتد و حتی اگر راه اشتباهی را رفتید، ضرر زیادی به شما وارد نمی شود؛ پس این تصمیمات را سریع بگیرید.

برای تصمیمات نوع اول وقت و انرژی زیادی اختصاص ندهید.

با گرفتن تصمیمات سریع در تصمیمات نوع اول، مهارت تصمیم گیری سریعتان را پرورش دهید.

در مورد تصمیمات نوع دوم به فکر و تأمل بیشتری نیاز دارید. بیشتر نیاز است منابعی را که در اختیارتان هست را بررسی کنید؛ هر چند در خصوص تصمیمات نوع دوم نیز، از دست دادن زیاد زمان توصیه نمی شود.

اطلاعاتی که ما برای گرفتن یک تصمیم درست و کاملا بی نقص نیاز داریم ، هرگز کامل نمی شود.

 

نتیجه گیری :

گرفتن تصمیمات خوب اتفاقی نیست و افرادی که به تکنیک های تصمیم گیری مسلط اند ، هزینه های خیلی کمتری در زندگیشان نسبت به کسانی که تصادفی تصمیم می گیرند پرداخت می کنند.

 

 

این مطلب در وبلاگ ارسال شده است . این لینک. را نشان کنید .