راه اندازی یک کسب و کار با سرمایه کم + فرمول 3 مرحله ای

 

آیا  کارآفرینی با سرمایه 50 میلیون یا کمتر ممکن است؟

در طی سال های گذشته با افراد زیادی مواجه شده ام که شرایط مشترکی داشته اند مانند :

ایده های خوبی داشتند اما سرمایه برای راه اندازی کسب و کار جدید نداشتند.

کارمند بودند و قصد داشتند کسب و کار کوچک خود را راه اندازی کنند ، اما تصور می کردند که راه اندازی کسب و کار با سرمایه کم یک رویاست.

مهارت های بالایی داشتند اما تمام زمانشان صرف پاسخگویی به افرادی شده بود که به مهارت آنها نیاز داشتند.

پیشنهاد من برای این افراد که تقریبا داستان زندگی شان مشابه است ، این بود که برای راه اندازی یک کسب و کار جدید آخرین چیزی که باید به آن اندیشید ، سرمایه مورد نیاز آن است .

 

کسب و کارهای کوچک نیز با یک ایده خوب، دانش و آگاهی از بازار و استفاده مطلوب از اینترنت و توانایی‌هایش، می‌توانند با کسب‌وکار بزرگ‌تر رقابت کنند و به کسب و کارهای کوچک پرسود بپیوندند.

 

مارک زاکربرگ این کار را انجام داد، شما هم می‌توانید. مارک زاکربرگ، دانش را با مهارت‌های هوشمندانه‌ی اینترنتی ترکیب کرد و آن را به‌عنوان یک تجارت کوچک آغاز کرد. حال او را به‌عنوان مؤسس شبکه جهانی فیسبوک می‌شناسیم. این میلیونر خودساخته جوان‌ترین فردی است که تابه‌حال در لیست میلیونرهای فوربس قرارگرفته است.

 شاید با خود بگویید که این افراد که شرح حال آنها در اینترنت فراوان است ، در ایران نیستند و اگر در ایران بودند هرگز نمی توانستند به موفقیت دست پیدا کنند.

می خواهم این نظر  را از 3 جهت مورد بازبینی قرار دهیم:

  1. در ایران کارآفرینان موفق زیادی هستند که به دلایل مختلف داستان زندگی آنها رسانه ای نشده است ، فرهنگ غرب بر پایه ای استوار است که اگر فردی به موفقیت های شایانی دست پیدا کند ، همه رسانه ها اخبار مربوط به او و داستان موفقیتش را منتشر می کنند و از این طریق به فرهنگ کارآفرینی جان می بخشند چرا که همه می دانند ، سعادت کشورشان در گرو کارآفرینی و موفقیت کسب و کارهای جدید در دنیا است. بنابراین برای اینکه این تصور از ذهن ایرانیان پاک شود توصیه می کنم رسانه ها به شدت نسبت به موفقیت کارآفرینان ایرانی حساس باشند و از طرفی نگرانی افراد موفق جامعه از بابت افزایش مالیات آنها پس از مطرح شدن نیز برطرف گردد.
  2. افرادی مانند زاکربرگ ، جف بزوس ، ریچارد برانسون افرادی هستند که با ایمان به شدن پای اهداف خود متعصبانه ایستادگی کرده اند ، هر فردی در هر جای دنیا اگر با این ایمان پا به میدان بگذارد ،فارغ از اینکه در کجا زندگی می کند ، قطعاً شانس بسیار بالایی برای موفقیت خواهد داشت .
  3. من موفقیت را به منطقه جغرافیایی پیوند نمی زنم ، یک کشاورز در یکی از روستاهای مناطق شرقی ایران به همان میزان می تواند شادی را در زندگی اش تجربه کند که یک فرد در بهترین نقاط دنیا می تواند . با این وجود پیشنهاد من به کسانی که در شرایطی که هستند دست به هیچ کاری نمی زنند با این فرض که در کشورمان جایی برای رشد و پیشرفت وجود ندارد ، این است که مهاجرت کنند .

داستان خیلی واضح است :

یا در جایی که هستی بهترین خودت باش، یا به جایی برو که می توانی بهترین خودت باشی.

 

 در زندگی  فرصتی برای تردید نداریم.

کسب‌وکارهای کوچک پر سود نقش مهمی را در بخش اقتصادی کشور، ایفا می‌کنند و عامل مهمی در اقتصاد ما هستند.

نمونه های زیاد دیگری نیز هستند که نشان می دهد ، غلبه بر شرکت های بزرگ توسط کسب و کارهای اینترنتی یک رویا نیست ، نمونه هایی از این کسب و کارها در ادامه ذکر می شود:

 

1-گوگل در مقابل یاهو :

در اواخر دهه 20 میلادی ، یاهو یکه تاز بازار موتورهای جستجو بود ،به طوریکه به  تنهایی 56 درصد از سهم بازار را به خود اختصاص داده بود و شش برابر نزدیکترین رقیب خود مشتری داشت . یاهو با قدرت مالی بالایی که داشت شرکت های رقیب را خریداری می کرد . گوگل نوپا در سال 2001 به سختی 1 درصد از بازار را به خود اختصاص داده بود ، در همین سال یاهو الگوریتم جستجوی گوگل را در موتور جستجوی خود استفاده کرد . در سال 2002 زمانیکه گوگل رقابت جدی خود را برای بدست آوردن سهم بیشتر از بازار آغاز کرد به سرعت به عنوان کارآمد ترین سیستم جستجو در جهان شناخته شد و در طی 8 سال بعد توانست حدود 32 درصد سهم بازار را به خود اختصاص دهد در حالیکه سهم یاهو به حدود 36 درصد کاهش پیدا کرده بود . آخرین آمار در این زمینه سهم بازار 65 درصدی را برای گوگل  در سال 2018 نشان می دهد.

کسب و کار با سرمایه کم

2- آمازون در مقابل بارنز ان نوبل:

زمانیکه آمازون یک کسب و کار با سرمایه کم بود ، بارنز ان نوبل بزرگترین فروشنده کتاب در سراسر کشور بود.آمازون یک وب سایت فروش آنلاین کتاب بود که بیش از صدهزار عنوان کتاب را به فروش می رساند ، نقطه ی قوت آمازون راحتی و سهولت دسترسی بود و همین طور کیندل به عنوان کتابخوان الکترونیکی آن بسیار محبوب شده بود.

کسب و کار با سرمایه کم

 

در سال 2010 درآمد خالص بارنز ان نوبل از 147 میلیون دلار به زیان 76 میلیون دلاری رسیده بود و درآمد آمازون از 190 میلیون دلار به 1 میلیارد و 300 میلیون دلار رسید.

 

3- نتفلیکس در مقابل بلاک بوستر :

Blockbuster در سال 1985 به عنوان یک شرکت اجاره ای کاست های ویدیویی تأسیس شد. در اواخر قرن بیستم این شرکت متعلق به مک دونالد بود. در سال 1999 – سالی که Netflix فعالیت خود را آغاز کرد – Blockbuster با بیش از 6،500 فروشگاه در سراسر کشور ، به محبوبیت رسیده بود . تا سال 2006 ،نتفلیکس حداکثر فروش سالیانه یک میلیارد دلاری را تجربه کرده بود که در مقابل فروش 5/5 میلیاردی بلاک بوستر عددی خجالت آور بود .

اما در سال 2007 ، این شرکت کوچک ویدئوی استریم را معرفی کرد که به بینندگان این امکان را می داد که فیلم ها را در رایانه های خانگی به صورت آنلاین و بدون نیاز به دانلود ( چیزی شبیه به آنچه که ما در ایران در فیلیمو تجربه می کنیم ) تماشا کنند. این ویژگی در کنار محبوبیت روزافزون خدمات تحویل DVD شرکت منجر به کاهش مداوم در سودآوری بلاک بوستر شد. تا سال 2010 ، بلاک بوستر هر سه ماه میلیون ها دلار ضرر می کرد و سرانجام تا اواسط سال اعلام ورشکستگی کرد و نهایتا با قیمت 320 میلیون دلار که رقمی خنده دار بود توسط دیش نتورک خریداری شد .در آن زمان  نتفلیکس بیش از 25 میلیون مشترک داشت.

 

کسب و کار با سرمایه کم

 

این نمونه می توانند برای هر فردی که با جسارت و شهامت می خواهد با دست خالی دست به کارآفرینی بزند ، الهام بخش و آموزنده باشد. مهمترین مزیت کسب و کارهای کوچک چابکی و انعطاف پذیری بالاست که در مقابل شرکت بزرگ و بوروکراتیک به آنها برتری می دهد.

اکنون ممکن این سوال برای شما مطرح شده باشد که چگونه می توان یک کسب و کار با سرمایه کم راه اندازی کنیم؟

 

 

فرمول 3 مرحله ای من برای راه اندازی کسب و کار جدید با سرمایه کم:

 تا همین چند سال پیش تصور می کردم ، برای موفقیت در کسب و کار لازم است که از کارهایی که دوست داریم انجام دهیم ، دست بکشیم و برای رسیدن به موفقیت سخت تلاش می کردم ، فکر می کردم موفقیت یک شهر است که باید با سختی به آنجا رسید و وقتی به آنجا رسیدی می توانی در هتل لوکس شهر خستگی راه را از تن بیرون کنی .

بعدها به این نتیجه رسیدم که باید از مسیر لذت ببرم ، همانطور که رشد می کنم و به سمت جلو حرکت می کنم از زندگی و کارهایی که دوست دارم انجام دهم نیز لذت ببرم.

اما سوالی که برایم مطرح بود که چگونه می توان هم در کسب و کار پیشرفت کرد و هم اینکه از مسیر حرکت به سمت اهداف لذت برد.

چگونه می توان کسب و کاری داشت که شادی و خوشحالی را همراه با ثروت سازی برایمان به ارمغان بیاورد.

فرمول 3 مرحله ای که راه اندازی کسب و کار با سرمایه کم را برای شما لذت بخش می کند:

کسب و کار ثروت ساز زمانی اتفاق می افتد که سه عامل اشتیاق، مهارت و افرادی که این مهارت را بخواهند، با هم تلاقی می کنند:

کسب و کار با سرمایه کم

این فرمول شامل چه مراحلی است ؟

 

مرحله ی اول:

1.آیا ایده ی من برای راه اندازی کسب و کارم به اندازه کافی اشتیاق آور است ؟ آیا از انجام کاری که قصد دارم آنرا راه اندازی کنم به اندازه ی کافی لذت می برم؟

اگر ایده ای که قرار است آنرا پیاده سازی کنید ، برای شما لذت بخش نباشد و نیروهای درونی شما را به جنب و جوش در نیاورد ، قطعا موفق نخواهید بود. اگر هم در حالت خوشبینانه موفقیتی حاصل شود ، شما دچار سندروم “شکست بعد از موفقیت ” خواهید شد.مثلا یک کارآفرین بعد از موفقیت در کسب وکارش ممکن است به علت بی توجهی به رشد کسب و کار و توجه به تفریح و عیش و نوش حتی گرایش به مواد مخدر دچار سندروم موفقیت بعد از شکست شود.

 

چگونه دچار سندروم شکست بعد از موفقیت نشویم؟

 صادق باشید و درست‌کار بمانید.

همانند روزهای اول به دنبال ارائه محصولات و خدمات مرغوب و باکیفیت و مهم‌تر از همه رضایت مشتری باشید. نگذارید گذشت زمان اهداف شما را خدشه‌دار کند.

پس خلاق باشید و به تولید محصولات و خدمات معتبری که مردم دوست دارند، ادامه بدهید چراکه شما برندی ایجاد کرده‌اید که مردم به آن اطمینان دارند.

 

پیدا کردن اشتیاق واقعی کاری است که شاید زمان زیادی از وقت شما را به خود اختصاص دهد، اما هر چقدر برای این کار وقت بگذارید ، پشیمانی شما در آینده کمتر خواهد شد.

همانطور که پیش از این گفتم ، من تجربه ی کارهای مختلفی را در کارنامه خودم دارم ، از کارمندی برای شرکت های بزرگ تا مدیریت یک موسسه ی آموزشی ، مدیریت در چندین کسب و کار اینترنتی این کارها برای من همراه با یادگیری و لذت بود اما همیشه به خود می گفتم کاری که من باید آنرا انجام دهم این کارها نیست و این موضوع را زمانی متوجه شدم که تدریس و سخنرانی می کردم، در زمان تدریس من متوجه گذشت زمان نمی شدم به حدی اشتیاق و هیجان این کار برای من زیاد بود که ساعت ها در کلاس تدریس می کردم و هرگز احساس خستگی نمی کردم ، روزهایی که به تدریس می گذشت انرژی من چندین برابر می شد ، از کلاس به خانه که می رفتم انرژی زیادی داشتم این جا بود که با تمام وجودم درک کردم ، اگر انسان کاری را که دوست دارد انجام دهد هرگز از انجام آن کار خسته که نمی شود بلکه بسیار پرانرژی تر می شود و می تواند برای اطرفیانش هم انسان مفیدتری باشد.

روشی که من کشف کردم این بود اگر کاری را که واقعا عاشقش هستید را انجام دهید ، گذر زمان را متوجه نخواهید شد . منتظر نمی شوید که ساعات کاری شما تمام شود تا از کارتان خلاص شوید.

بعد از اینکه اشتیاق خود را به درستی سنجیدید و علاقه و میل درونی خود را کشف کردید باید از خود بپرسید آیا مهارت کافی دارم یا خیر ؟

 

مرحله دوم

برای راه اندازی کسب و کار مدنظرتان آیا به اندازه ی کافی مهارت دارید ؟

برای راه اندازی کسب و کارتان نیاز به مهارت کافی دارید ، اما به این معنی نیست که باید خیلی عالی باشید تا شروع کنید ، شما باید بتوانید تا حدودی با رقبایی که وجود دارند  رقابت کنید ، نه اینکه حتما به اندازه ی آنها قوی باشید ، بلکه باید بتوانید به روشی توجه بازار را به خود جلب کنید. این موضوع منحصر به بازار خاصی نمی شود ، چه بخواهید یک کسب و کار محلی داشته باشید ، کسب و کار اینترنتی باشد یا حتی یک صفحه اینستاگرام .

در هر حال شما باید به اندازه ای در کار خود مهارت داشته باشید که بتوانید گروهی از مشتریان را به سمت خود جلب کنید ، در صورتیکه موفق به این کار شدید و مشتریان شما از شما راضی بودند شما توانسته اید با ایده ی ثروت ساز خود گام فوق العاده بزرگی در جهت توسعه کسب و کارتان بردارید.اکنون شما دو منبع ارزشمند دارید :مشتریان اولیه و مقداری سود

این منابع می توانند به شما در رشد کسب و کارتان کمک بزرگی کنند.مشتریان اولیه راضی می توانند معرف شما برای گسترش بازارتان باشند و از طرفی اگر سود بدست آمده را از کسب و کارتان خارج نکنید می توانید کارهای زیادی با آن انجام دهید ، می توانید محصول یا خدمتتان را بهبود دهید ، می توانید تیمتان را گسترش دهید یا دست کم می توانید این پول را برای کسب و کارتان تبلیغات کنید.

انسان ثروت ساز چه مهارت هایی را باید بیاموزد؟

 

مهارت ها دو نوع اند: مهارت های سخت و مهارت ها نرم.

کسب و کار با سرمایه کم

 

مهارت های سخت مهارت هایی هستند که به کمک آنها می توانیم یک کار فنی را بهتر انجام دهیم مثل مهارت حسابداری ، مهارت پزشکی ، مهارت برنامه نویسی ، مهارت حقوقدانی ، مهارت طراحی ، مهارت تولید محتوی ، مهارت برگزاری یک تور تفریحی

این ها مهارت هایی هستند که معمولا دانشگاه ها به افراد می آموزند.

اما مهارت های نرم مهارت هایی هستند که قابل سنجش نیستند و مربوط به مهارت هایی می شوند که به شخصیت فرد اعتبار می بخشند.

مثل : قدرت تصمیم گیری ، درست اندیشیدن ، فروش ، مذاکره ، رهبری ، فن بیان و قدرت ارائه ، ارتباط برقرار کردن ، خلاقیت ، مدیریت زمان ، تمرکز .

اشتباه رایج در میان اکثر انسان های جامعه این است که برای  آموختن مهارت های سخت بیش از مهارت های نرم هزینه پرداخت می کنند. در صورتیکه آن چیزی انسان عصر حاضر نیازمند است چیزی بیشتر از مهارت های فنی است.

اگر یک پزشک یا حقوقدان بر روی مهارت های نرم خود سرمایه گذاری مناسبی انجام دهد قطعا می تواند به یک انسان ثروت ساز تبدیل شود.

بی شمار پزشکانی را می شناسم که با وجود زحمت زیادی که برای تحصیل کشیده اند ، از زندگی خود رضایت کافی ندارند. این واقعیتی است که در جامعه بسیار زیاد می بینیم ، افراد متخصصی که در تخصص خود بسیار خبره و زبده هستند اما در زندگی شخصی شان بسیار منفعل عمل می کنند.یا حتی مدیرانی که جایگاه شغلی خوبی بدست آورده اند اما به دلیل مشغله های زیادی که دارند نمی توانند از درآمد و موقعیت خود به خوبی استفاده کنند. در واقع فردی که مجموعه مهارت های نرم قدرتمندی دارد به شیوه ای زندگی و کسب و کار خود را به تعادل می رساند که به رفاه و آرامش خاطرش لطمه ای وارد نشود و از طرفی کسب  وکاری را اداره می کند که ثروت ساز است.

سر ریچارد برانسون بنیانگذار گروه تجاری ویریجین ، مدیریت 400 شرکت زیر مجموعه این گروه تجاری را برعهده دارد و میلیاردها دلار ثروت سازی کرده است ، زمانیکه در زندگی شخصی او دقیق می شوید می بینید که هرگز علائق شخصی خود را رها نکرده است. او به قایق رانی ، بالن سواری ، دوچرخه سواری علاقه مند است و می گوید :” این کارها بی نظیرند ، برای من تمرین ، آرام سازی ذهن و مدیریت استرس را به همراه دارند”.

برای حل این مشکل در دوره “کسب و کار ثروت ساز” به مهارت های نرم زیادی پرداخته ام که می تواند از شما یک ثروت ساز واقعی بسازد.

مرحله سوم :

سوال سومی که پیش از راه اندازی کسب و کار خود باید بپرسید این است که آیا دنیا به این ایده کسب و کار نیاز دارد؟

آیا افرادی هستند که این محصول یا خدمت را نیاز داشته باشند؟

روبرو شدن با این سوال برای خیلی از کارآفرینان چالش برانگیز بوده است ، یا شاید برای همه کارآفرینان .

هر فردی که کسب و کاری راه اندازی کرده است ، شاید بزرگترین دغدغه اش این بوده است که آیا این محصول یا خدمت را افرادی هستند که نیاز داشته باشند؟

اینکه افرادی محصول شما را نیاز داشته باشند با اینکه آیا افرادی حاضرند برای آن پولی بپردازند دو موضوع کاملا متفاوت است.

چندی پیش با یک مخترع اردبیلی ملاقاتی داشتم که این مخترع در حدود 40 اختراع داشت ، اما هیچکدام از این اختراعات را نتوانسته بود تجاری کند و به فروش برساند با وجود اینکه بسیاری از کارخانجات به این اختراعات نیاز داشتند ، بعد از مدتی متوجه شده بود که ایده او را یک کارخانه در هلند پیاده سازی کرده و به بازار عرضه کرده است.

موضوع این جاست که ایده و محصول خوب و کارآمد به تنهایی کافی نیست و توانایی فروش ایده و محصول هم بسیار مهم است که البته مهارتی است آموختنی.

انسان ها لزوما چیزهایی که نیاز دارند را نمی خرند ، آنها چیزهایی را می خرند که دوست داشته باشند ، بنابراین توانایی تاثیرگذاری بر مشتریان برای هر کسب  و کاری بی نهایت مهم است .

مهم نیست که چقدر در کارمان خوب هستیم ، مهم این است که چقدر می توانیم تاثیرگذار باشیم.

اگر محصولی بسیار عالی و ممتاز را خلق کردیم ، اما نتوانیم آنرا بفروشیم باید از دیدن آن در خانه یا دفتر کارمان زجر بکشیم.

 

چگونه بفهمیم که آیا دنیا به ایده ی ما نیاز دارد؟

شما تنها در صورتی می فهمید که آیا ایده ی شما قابلیت اجرا دارد یا خیر که آنرا در دنیا واقعی آزمایش کنید . یک نمونه اولیه از محصول یا خدماتتان را آماده کنید ، لازم نیست کارتان بی عیب و نقص باشد . لیستی از افرادی را که با این محصول در ارتباطند یا کسانی که فکر می کنید مشتریان بالقوه ی شما هستند ، تهیه کنید . محصولتان را به آنها نشان دهید و از آنها بخواهید که از شما خرید کنند . به واکنش آنها به خوبی دقت کنید احتمال اینکه آنها از شما خرید کنند خیلی کم است چون شما تا به حال مشتریان دیگری نداشته اید و برای مشورت نزد آنها رفته اید.اما درخواست خرید شما از آنها باعث می شود آنها صادقانه نظرشان را در مورد محصول شما ابراز کنند.

اگر محصول اولیه  یا خدمت اولیه ی شما آماده نباشد ، همه از ایده شما تعریف می کنند و شما را تشویق می کنند ، اما زمانیکه محصول اولیه آماده باشد اگر از آن تعریف بی جا کنند باید آنرا بخرند و بنابراین در این حالت کسی بی مورد از محصول شما تعریف نخواهد کرد و شما با نظرات واقعی مواجه می شوید.

این نظرات واقعی هستند که می تواند به شما در توسعه ی محصول کمک کند.

 

آیا به اندازه ی کافی دیده می شوید ؟ آیا به اندازه ی کافی شنیده می شوید ؟

مصرف‌کنندگان و مشتری‌های شما می‌خواهند چهره واقعی شما را ببینند. می‌خواهند بدانند که چه فرد یا افرادی گرداننده چرخه این خدمات یا محصولات هستند. آن‌ها دوست دارند داستان شما، برندتان و این‌که چگونه به این‌جایی که هم‌اکنون هستید، رسیده‌اید را بدانند.

آن‌ها دوست دارند برایشان بگویید که چطور محصولاتِ کسب و کارِ جدید شما، زندگی‌تان را عوض کرده است!

این‌که به‌عنوان چهره ی اصلی برندتان ظاهر شوید، به چنین سؤالاتی پاسخ دهید و داستان برپایی برندتان را بگویید، به شما و برند شما اعتبار و اصالت می‌بخشد.

 

با دنبال کردن فرمول سه مرحله ای راه اندازی کسب و کار با سرمایه کم ،  علاوه بر اینکه می توانید کسب و کاری موفق و رو به رشد داشته باشید ، می توانید از مسیر رشد کسب و کارتان لذت ببرید.

این مطلب در وبلاگ ارسال شده است . این لینک. را نشان کنید .